خیلی وقته ننوشتم . فرصت نمیکنم بیام اینجا . دلم برای وبلاگم تنگ شده بود !حرف که زیاده اما نمیدونم از کجا بگم و آیا اصلاْ بگم یا نه ؟!اتفاقات زیادی افتاده ... اکثراْ خوب بوده و من راضی هستم . قدمت مبارک بوده ۸۷ !! خودت هم باورت نمیشه آره ؟!
۸۷ اومدنت مبارک !۸۶ خیلی خوب بودی برام ... ۸۷ خیلی بهت امید دارم !!
سال نو همتون مبارک دوستان عزیزم
دفتر سی و پنجم
مستانه دیوانه شدم
از روح تو تازه شدم
تو روح عشق هستی و من
خواهان آن عشقت شدم
***
تاب و تحملم نماند
از دوری چشمان تو
سر به بیابان می نهم
روزی از این هجران تو
دفتر عشق
ساده گفت و ساده نگاه کرد
اما دل را چه عظیم لرزاند
جای نگاه ندیده اش روی تنم
و غبار آهش روی چشمانم ماند
سیاحتی بود چشمانش
و زیارتی بود صدایش
دل انگیزم ، دستانت را
خود بسته ای !
" صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید "